اكبر تركان، مشاور ارشد رئيسجمهور ايران، دبير شوراي هماهنگي مناطق آزاد تجاري ـ صنعتي و ويژه اقتصادي، سرپرست سازمان فضايي ايران، رئيس شوراي عالي امور ايرانيان خارج از كشور و عضو شوراي اقتصاد و سرمايهگذاري دانشبنيان با اشاره به تحقيق ارائه شده در خصوص اقتصاد توسط دكتر نيلي گفت: «براساس اين تحقيق ايران در حال حاضر دچار ركود است.»
تركان با اين هفت سمتي كه دارد، علاوه بر بيان اين سخن نغز از سوي دكتر نيلي كه هيچكس ديگر جز او نميتوانست اين ركود را كشف كند، خودش هم يك چيزهاي هفتگانهاي از خودش صادر كرده از جمله اينكه «راهبردهاي توسعه ايران ابتدا بايد در يك قطعه كوچك جغرافيايي نظير هفت منطقه آزاد كه در هفت نقطه جغرافيايي ايران با اقليمهاي مختلف قرار دارند مورد آزمايش قرار بگيرد و در مرحله نهايي اين تجربيات را به تمام نقاط جغرافيايي ايران تعميم داد.»
ميپرسيد يعني چه؟ اين آقاي هفت شغله حرفش را اينطور ترجمه ميكند: «مقولاتي همچون دولت كوچك، خصوصيسازي و دولت دموكراسي بدون فساد و مسائلي از اين دست بايد در مناطق آزاد مورد آزمايش و تجربه قرار گيرد و در صورتي كه با موفقيت همراه نباشد مشخص ميشود كه اين نسخهها مناسب كشور نيست.»
بنابراين همانطور كه ميبينيد فعلاً از كوچكسازي دولت خبري نيست، از خصوصيسازي هم خبري نيست، از دولت دموكراسي بدون فساد هم خبري نيست چراكه بايد اين موارد در مناطق هفتگانه آقاي تركان مورد آزمايش قرار بگيرد تازه معلوم نيست جواب آزمايش چه باشد، آن وقت باز بايد بروند يك تحصيلكرده دانشگاه منچستر انگلستان مثل دكتر نيلي را بياورند كه بگويد مثلاً دولت دموكراسي بدون فساد در ايران جواب نميدهد يا خصوصيسازي بد است يا به جاي كوچكسازي دولت، بايد بزرگش كنند. اولاد آدم ميمانند كه چرا اين مشاوران ارشد رئيسجمهوري اينقدر ما و اقتصاد ما را ميچرخانند. سرگيجه شديم به خدا.
جاي ابوي خالي كه نقل ميكرد: جواني صالح را مادري مفلوك بود. او را در سبد پنبه ميگذاشت و بر پشت خود حمل ميكرد. روزي در راه به دوستي برخورد. پرسيد «در سبد چه داري؟». گفت«مادرم است او را گردش ميدهم». گفت «او را شوهر بده، هم به دلخواه اوست هم تو از اين مشقت خلاص ميشوي!». جواب داد«اين چه حرف است كه ميگويي؟». مادرش دست از سبد بيرون آورده بر سر پسر كوفت و گفت« اسمع كلام اكبر منك!» (حرف بزرگترت را گوش كن).
اولاد آدم كه جرئت نميكند نه به اين برادر اكبر و نه هيچ برادر اكبر ديگري حرف بزند، اما يك برادر بزرگتر بيايد به او بگويد كه ما و اقتصاد ما را به يكي ديگر شوهر دهد، هم مشقت او كم ميشود و هم شايد اگر مقدر باشد ما آباد شويم، دولتمان كوچك شود، بخش خصوصي رونق يابد و از فساد خبري نباشد. نگران هفت سر عائلهاش هم نباشد، هفت شغل ديگر برايش دست و پا ميكنيم.